من خوابم نمیبره
من خوابم برد چه خواب وحشتناکی
من رفتم دستشویی چه بویی میومد به به
من منتظر دوسم هستم که موتور بیاره بریم تک چرخ بازی
....
(لطفا" به کسی بر نخوره من منظورم شخص خاصی نیست این بحث کلی است)
وحالا سوال من از شما دوستان این است که مزایا و معایب فیس بوک چیست؟
زني از خانه بيرون آمد و سه پيرمرد را با چهره های زیبا جلوي در ديد.
به آنها گفت: « من شما را نمي شناسم ولي فکر مي کنم گرسنه باشيد، بفرمائيد داخل تا چيزي براي خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسيدند:« آيا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاري بيرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمي توانيم وارد شويم منتظر می مانیم.»
عصر وقتي شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را براي او تعريف کرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائيد داخل.»
زن بيرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمي شويم.»
زن با تعجب پرسيد: « چرا!؟» يکي از پيرمردها به ديگري اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پيرمرد ديگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقيت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنيد که کدام يک از ما وارد خانه شما شويم.»
زن پيش شوهرش برگشت و ماجرا را تعريف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنيم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولي همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقيت را دعوت نکنيم؟»
فرزند خانه که سخنان آنها را مي شنيد، پيشنهاد کرد:« بگذاريد عشق را دعوت کنيم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بيرون رفت و گفت:« کدام يک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»
عشق بلند شد و ثروت و موفقيت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسيد:« شما ديگر چرا مي آييد؟»
پيرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت يا موفقيت را دعوت مي کرديد، بقيه نمي آمدند ولي هرجا که عشق است ثروت و موفقيت هم هست! »

.jpg)
.jpg)
.jpg)

تاریک ، اما آرام ، گاهی صدای دوری
تاریک ، اما نه امن، گاهی سو سوی نوری
تاریک ، اما معلوم ، گاهی حقیقتی ژرف
تاریک ، اما نه برزخ ، خوشبخت مثل بهشت
تاریک ، اما زیبا ، نه مثل روشنی زشت
تاریک ، اما تاریک
تاریک ، اما نزدیک ، تا هر کجای هستی
تاریک ، اما نه تنها ، حس میکنم که هستی
تاریک ، اما پر شوق ، مثل بوسه ای بی تاب
تاریک ، اما زلال ، مثل چشمه برفاب
تاریک ، اما اهلی ، مثل بوی نم خاک
تاریک ، اما با هم ، یه رقص تن به تن ، پاک
تاریک ، مثل هیچ چیز بی همتا مثل مرگ
تاریک ، اما افسوس ، از افتادن هر برگ
تاریک ، اما افسوس ، تو نیستی در برم
تاریک ، اما افسوس ، از این بستر ترم
تاریک ، اما تاریک
![]()
تنهایی من پاکترین و باوفاترین یاری است که در تمام زندگی پیدا کرده ام. تنهایی من با شادی های من شاد می شود و با غم های من غمگین. تنهایی من هیچ وقت مرا تنها نگذاشته است. من هرگز تنها نبوده ام چون همیشه تنهایی من در کنار من بوده است. در فرهنگ تنهایی من خیانت جایی ندارد. تنهایی من به آسانی به دست نیامده است. تنهایی من از انتهای یک کوچه مه گرفته و غمگین با ناز و کرشمه به سمت من تنها آمده است. تنهایی من با تمام چیزهایی که در خود دارد مرا تنها نمی گذارد. در تنهایی من، غم ، اندوه ، عشق شادی ، خاطرات و من جای گرفته است. در تنهایی من همیشه می توان صدای موسیقی را شنید. در تنهایی من همیشه فیلمی برای دیدن وجود دارد. در تنهایی من همیشه کتابی برای خواندن هست. در تنهایی من اشک همچون مرواریدی می درخشد. من تنهایی خود را دوست دارم. چون با وفاترین یاری است که در تمام زندگی پیدا کرده ام...
موضوع اول:
اول اینکه جا داره تولد دوستان بلاگی که در این مدت تولدشون بوده رو تبریک بگم ازجمله هادی و محمود و احسان و لیا ومژده و حامدو ... اگر دوستان دیگرم بودن من نمیدونستم به هرحال به همگیشون مجدد تبریک میگم امیدوارم سال های خوب و خوشی در پیش داشته باشند و موفق و شاد باشند.
موضوع دوم:
تیم های بوشهری اگه چیششون نزنیم و اگه ترشی نخورن یکمی امیدوارمون کردن ولی هنوز بازیشون سی ... محترمشون خوبن
موضوع سوم:
شما دوستان لطف کنید و ۳تا از میوه ها و غذاهایی رو که دوست دارید رو نام ببرید ممنون میشم تا در پست بعدی بگم که چرا این سوال رو مطرح کردم .
پ.ن.۱:لطفا" کمتون صابون نزنینا
موضوع چهارم:
از هفته آینده اگه خدا بخواد و وقت داشته باشم میخوام جمعه شب ها پست داستانی بگذارم یعنی یک داستان رو در چند قسمت مینویسم و دوستان که به وبلاگ من سر میزنن هم راجع به اون قسمت نظر میدن هم پیش بینی کنن در قسمت بعد چه اتفاقی میافته
موضوع پنجم:
این روزهایی که گذروندیم روزهای خوبی بودن از جمله روز معلم که جا داره از صمیم قلب به همشون تبریک بگم از جمله به بابا و مامانم
موضوع ششم:
هیچی دیگه همین!
و این هم شعری از قیصر امین پور
خارها
خوار نیستند
شاخه های خشک
چوبه های دار نیستند
میوه های کال کرم خورده نیز
روی دوش شاخه بار نیستند
پیش از آنکه برگهای زرد را
زیر پای خویش
سرزنش کنی
خش خشی به گوش می رسد :
برگهای بی گناه
با زبان ساده اعتراف می کنند
خشکی درخت
از کدام ریشه آب می خورد ؟!؟
والله عمو ای نشد بازی ای نشد تیم تا کی بریم تشویق کنیم تا کی بریم و با اعصاب خوردی برگردیم تا کی پشت تلویزیون بشینیم آخرش هم نگاه شکستش کنیم تا کی ببینیم مشتی بی غیرت تو زمینن تا کی ببینیم این همه تهمت تا کی ببینیم همه مردم از کار و زندگیشون میزنن میان تشویقش آخرش باخت آخرش اعصاب خوردی آخرشم موندن تو لیگ ۱ . والله اگه این چند تا بازی آخر تیم شاهین کاری نکنه به هیج جا نمیرسه عمو سی استقلال هم این همه مردم و مسئولین حمایت همه جانبه نمیکنن . تا موقعی که وضع همیجورین کبوتر عزیزم کبوتر قشنگم نگران هیچی نمیخواد باشی چون شاهین هیچ کاری نمیکنه

در این پست میخوام به بررسی پرفروش ترین فیلم تاریخ سینمای ایران بپردازیم امیدوارم همه این فیلم رو نگاه کرده باشند. منم به اتفاق دوستان بلاگی ام در ایام عید به دیدن این فیلم رفتیم . اگر بخواهیم یک فیلم رو بررسی کنیم باید همه حواشی یک فیلم رو در نظر بگیریم. موقعی که ما این فیلم رو در عید دیدیم سینما واقعا" پر پر بود و میشد انواع اقسام افراد رو دید. این فیلم در ادامه اخراجی های ۱ به کارگردانی مسعود ده نمکی ساخته شد و گویا اخراجی های ۳ هم قرار ساخته بشه. این فیلم به نسبت اخراجی های ۱ تعداد بازیگران زیادتر و سرشناس تری استفاده شده بود. در این فیلم اگر این بازیگران نبودند مطمئنا" این فیلم به این موفقیت دست نمی یافت البته این موفقیت دلیل نمیشه این فیلم خوب بوده به نظر من این بازیگران بودند که بعضی حرکات خنده دار انجام میدادند که فیلم رو خنده دار کرده بود ولی از نظر فیلم نامه ایی بسیار ضعیف بود و بسیار مصنوعی ساخته شده بود و تصاویر کامپیوتری هم که استفاده کرده بودند ضعیف بود انتظار میرفت که هم فیلم نامه بهتری باشه هم بازیگران بهتر بازی کنند. یکی از دلایلی هم که این فیلم پرفروش شده اکران نوروزی آن بوده که این اکران باعث شده بود مسافران نوروزی یک تفریحی داشته باشند و تفریحی بهتر از این برای بعضی ها نبود. امیدوارم آقای ده نمکی هدفش فروش بیشتر نباشه به فیلم نامه بهتر بپردازند.

بيانيه باشگاه استقلال درباره اظهارات مايل
ي كهن
< ظرف دو روز گذشته جناب آقاي محمد مايلي كهن، سرمربي تيم ملي فوتبال ايران و تيم سايپا به اظهار نظر درباره باشگاه استقلال پرداخته است كه لازم مي دانيم مواضع باشگاه را نسبت به گفتههاي ايشان اعلام داريم:
1- ايشان در مصاحبه با برنامه ورزش از نگاه دو عده اي از تماشاگران حاضر در ورزشگاه آزادي در روز پنجشنبه گذشته را با قماربازان و شرط بندها در انگليس مقايسه كردند. سرمربي تيم ملي ايران قطعاً آگاه هستند فعل حرامي مانند قمار و شرط بندي جايگاهي براي دفاع و قياس با ديگر رفتارها در دين مبين اسلام از خود باقي نمي گذارد. مقايسه اوباشهاي انگليسي با عده اي از طرفداران قياس نامناسبي بود و فراموش نكرده ايم در سالهاي نه چندان دور آشوبگرهاي انگليسي چه فجايع خونباري را در بروكسل بلژيك به وجود آوردند. چگونه است كه اكنون آقاي محمد مايلي كهن با شنيدن چند شعار زشت، غيراخلاقي و ناپسند عليه خود، قماربازان و شرط بندهاي انگليسي را ترجيح مي دهند؟ گرچه اعتقاد داريم تعدادي از تماشاگرنماها همواره تلاش مي كنند با رفتارهاي زشت خود فضاي ورزشگاهها را آلوده كنند، اما كاش آقاي مايلي كهن براي خيل عظيم تماشاگران فوتبال ما كه به اصول تشويق و حمايت پايبند هستند، در گفتههايشان تفكيكي قائل مي شدند. از ايشان انتظار مي رود ضمن اصلاح ادبيات خود به گونه اي برخورد كنند كه نشان از بزرگي، تواضع و گذشت سرمربي تيم ملي فوتبال كشورمان داشته باشد و مطمئناً اين گونه رفتارها و اظهارات در شان فردي كه خود را مقيد به آموزههاي ديني مي داند، نخواهد بود.
2-از سرمربي تيم ملي فوتبال ايران به عنوان نماينده تمامي مربيان فوتبال كشورمان انتظار مي رود افتخارات يك باشگاه را بدون ارائه مدارك و مستندات قانوني و محكمه پسند با نام <تباني> به سخره نگيرند و مبادرت به نكاتي نكنند كه فاقد ارزش اخلاقي و قانوني است. بديهي به نظر مي رسد باشگاه استقلال حق رسيدگي و شكايتهاي قانوني را براي خود محفوظ مي داند.
3- باشگاه استقلال هرگونه توهين به فرد و گروهي را توسط عده اي از تماشاگر نماها محكوم كرده و از هواداران تيم استقلال مي خواهيم فقط به تشويق و حمايت از تيم خود بپردازند. >
بيانيه مايليكهن خطاب به قلعهنويي و باشگاه استقلال
محمد مايليكهن پس از انتشار بيانيه باشگاه استقلال و همچنين شكايت اين باشگاه از سرمربي تيم ملي به شدت واكنش نشان داد.
مايلي كهن به فاصله 24 ساعت از انتشار بيانيه باشگاه استقلال بيانيه اي را به شرح زير منتشر كرد:
بسمهتعالي
مردم عزيز، قهرمان و دوست داشتني ايران سربلند و هميشه جاويد. اين روزها پس از بازي شرافتمندانه اي كه تيم سايپا با جوانان برومند و شايسته اش برابر رقيب خود انجام داد و به اذعان همه؛ تيم سايپا صرفا به ارائه يك بازي با برنامه، كاملا جوانمردانه و پاك پرداخت؛ اما متاسفانه هم به هنگام مسابقه و هم طي روزهاي اخير مورد هجوم ناجوانمردانه ترين الفاظ در ميدان مسابقه و بيرون از آنكه تنها از شعبان بيمخها و نوچههايشان بر ميآيد؛ پرداختند و درصدد آن هستند كه ضعفهاي فني خود را به اين و آن نسبت بدهند و هر آنچه كه خود و نوچههايشان لايق آن هستند با سياه نمايي هر چه تمامتر به اين و آن نسبت داده، تا شايد بتوانند ضعفهاي فني خود را به نوعي از چشم اين و آن پنهان و لاپوشاني كنند.
لذا به همين منظور به اين آقايان كوتوله و عوام فريب (كل يوم) كه حتي فاقد مدرك تحصيلي براي گروهبان قندلي شدن هستند اما لقب ژنرال را يدك ميكشند ميگويم كه از گل دقيقه 90 سايپا و پيامي كه آن گل به پهناي ايران عزيز اسلامي داشته؛ پند گرفته و هر چه سريعتر دست از نوچه بازي و نوچه پروري برداشته از كارهاي ناثواب و عوام فريبي دست بردارند.
بديهي است هيچ دستي برتر و بالاتر از دست خداوند عزوجل نيست و اوست كه اگر بخواهد كسي را خوار نمايد، خوار و اگر كسي را عزيز بداند عزيز خواهد كرد. اين مطلب شامل حال گنده باقاليهايي كه به عنوان نوچه در كنار اين آدم كوتوله هستند نيز ميشود.
محمد مايلي كهن